سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

722

تاريخ ايران ( فارسى )

رسيدگى به همكار روسى من پيشكشى داده شد و او از كمك در عزل و انداختن فرماندار مقصر امتناع نمود . بديهى است تا وقتى كه ايران مملكت خود را منظم نكرده حق محاكمهء اتباع اروپائى را نميتوان به او واگذار كرد . حال به ذكر قسمت دوم تقاضاهاى ايران مىپردازيم . بىخبر از اين حقيقت كه هرج‌ومرج دائمى و فساد در داخلهء كشور حكومت مىكند ايران درخواست داشت كه حدود قلمرو حكومتش بوسعت ايام گذشته بازگردد و جيحون سرحد شرقى كشور شاهنشاهى شناخته شود . واضحتر بگوئيم ايران در شرق ، مرو و ايالات ماوراء خزر و خيوه را خواستار بود . در شمال غربى نيز ادعاى قفقاز تا سرحد در بند را بانضمام ايروان شهر مهم ارمنستان و باكو را مىنمود . در مغرب هم مايل بود كه آسياى صغير را تا حدود فرات ضميمه كند . بدين ترتيب تمام ولايت كردستان و مراكز مهم ديار بكر و موصل را ميخواست شامل حكومت خود نمايد . ادعاى غرامت در قسمت سوم وارد مرحلهء مشگل ديگرى مىشد . همچنان‌كه در سابق بيان داشتيم قشونهاى روس و عثمانى در پيشرويها و عقب‌نشينهاى خود در مغرب و شمال غربى ايران و دستهء لشگريان متفرق روسى و آشوريهاى فرارى همه علاوه بر غارت آذوقه و ما يحتاج خسارات هنگفت و تلفات جانى نيز وارد آوردند ، در حقيقت ايران غربى در سال 1918 بيشتر از همين جهت دچار قحطى شد . از طرف ديگر شكى نيست كه قشون روس ايران را از تسلط تركها نجات داد و در درجهء دوم استقرار نظم و امنيت در جنوب ايران و صرف مبالغ خطير توسط دول متحارب و پيشرفت وسائل ارتباط در ايران جنوبى و شرقى و مركزى اين كشور را غنىتر از سابق ساخت . خيلى جاى تأسف است كه به هيئت نمايندگى ايران اجازه داده نشد تا تقاضاهاى خود را به كنفرانس صلح تقديم نمايد . نپذيرفتن ايشان چنين وانمود شد